پیش از آن که . . .
پیش از آن که از غذائی که خوردید ایراد بگیرید ، به آن کسی بیاندیشید که چیزی برای خوردن ندارد .
پیش از آن که از همسرتان گله مند شوید ، به آن کسی بیاندیشید که گریه کنان در پیشگاه خداوند زانو زده و مونسی از او می طلبد .
پیش از آن که از فرزندتان انتقاد کنید ، به آن کسی بیاندیشید که در آرزوی بچه دار شدن می سوزد و راه به جائی نمی برد .
پیش از آن که از کثیفی خانه و از این که کسی در کار خانه و رفت و روب کمک حال شما نیست شکایت کنید ، به آن کسی بیاندیشید که سر پناهی جز خیابان ندارد .
پیش از آن که از زیادی مسافتی که از رانندگی کرده اید شکایت کنید ، به آن کسی بیاندیشید که همان مسیر را با پای پیاده طی می کند .
و آن هنگام که خسته اید و ناراضی از شغلی که دارید شکایت کنید ، به آن کسی بیاندیشید که بیکار یا معلول است و در آرزوی داشتن شغلی مثل شغل شماست .
اما پیش از آن که انگشت اتهام را به سوی کسی نشانه بروید ، به خاطر بیاورید که همه ی ما گناه کاریم و در نهایت همه ی ما باید جوابگوی یگانه خالق قادر باشیم .
و آن هنگام که به واسطه ی داشتن افکار مزاحم و آزار دهنده سخت اندوهگین هستید ، لبخندی زده و خدا را شکر کنید که هنوز زنده هستید و در تکاپو و تلاش .
زندگی عطیه ی خداوند است ، پس تو ای انسان آگاه :
زندگی کن ،
از آن لذت ببر ،
شکرانه اش را به جا بیاور ،
و اهداف زندگی ات را به تمامی جامه ی عمل بپوشان .
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 13:24  توسط yokabed
|