قطار می رود ، تو می روی ، تمام ایستگاه می رود . ، و من چقدر ساده ام که سال های سال در انتظار تو کنار این قطارِ رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاهِ رفته تکیه داده ام !
((__با این که فصل زمستونو خیلی دوست دارم از همه ی فصل ها بیشتر و بعد فصل پائیز ، و این که خودم متولد فصل تابستون هستم ، از تابستون متنفرم یه کم هم از بهار بدم میاد ، اما ، . . . بعد هر زمستون بهار میاد__))
_______ می روم در پی پاک کن باشم ، زندگی را باید از سر سطر نوشت ______
می دانم اصلا فکرش را هم نمی کنید که من چه کسی هستم . آخر همیشهوقتی یکی درس و مشق خوب یاد نمی گیرد و سواد دار نمی شود می گویند مثل گاو می ماند . بله من خود گاوم . . .
راستش دیروز غروب که از چرا برگشتیم ،دیدیم داخل اصطبل غلغله ای بر پا شده . تمام خرها سم بر زمین می کوبند و جفتکمی پراکنند . خیلی تعجب کردیم چون الاغها معمولا در طول روز مثل خر کار می کنند و شبها از فرط خستگی مثل جنازه می افتند .خلاصه جویای ماجرا شدیم و فهمیدیم که گویا یکی از خرها برای شما کاغذ فرستاده و شما هم در مجله تان چاپ کرده اید . همگی خیلی شاد شدیم از اینکه با چنین آدم مهربان و حیوان دوستی طرفیم که حرف دل ما را می فهمد . برای همین قرار شد من هم به نمایندگی از گاوها برای شما نامه ای بنویسم و مطمئنم شما که زبان الاغها را خوب می فهمید و به زیبائی ترجمه کردید دیگر از پس زبان گاوها هم بر می آئید .
عمو جان از کجا برایت بگویم که دل ما گاوها پر است . اسممان بد در رفته . ارباب هر وقت می خواهد به پسرش عباسقلی فحش بدهد می گوید : گوساله پاشو برو دنبال کاری ، مثل گاو می خوری و می خوابی ! آی . . . آی دل ما گاوها می سوزد که نگو . ، پسر لندهورش را به بچه ی ناز و چشم درشت و معصوم من نسبت می دهد . تازه کجا ما گاوها فقط می خوریم و می خوابیم ! ! ! اول صبح ما را می برند سر زمینهایشان ، از صبح تا غروب علف می خوریم ، بعد هم که دنبالمن می آیند به عنوان تشکر دو تا (( >> ما ما << )) می کنیم و بعد (( >> 10 << )) برابر چیزی که خوردیم شیر می دهیم ، حالا بماند که از همین شیر ما __>> کره و پنیر و سرشیر و ماست و دوغ و کشک <<__ تولید می کنند . شوهرهایمان هم که زمین ها رو شخم می زنند . حالا همین عباسقلی از صبح که چشمش را باز می کند می خورد و می خورد ، خواهرش بدتر از خودش ، خانم از وقتی دانشگاه رفته کلاس می گذارد و می گوید : اوه ه ه ه مامان شیر این گاو بو می ده من شیر پاستوریزه می خوام ، این سرشیر ها هم خیلی بد مزه اند خامه شکلاتی بگیرید . ماستشم خیلی پر چربه رژیمم خراب میشه ، لطفا ماست کم چرب بگیرید .
دختره یپر قر و ادا ! ! ! معلوم نیست این رژیم چه کوفتی است که هی تو سر ما می زند و مدام می گوید : هیکلم شده مثل گاو باید رژیم بگیرم. !مگر هیکل ما چه عیبی دارد ؟ به این قشنگی و پرواری و پر گوشتی . لابد هیکل استخوانی و مردنی خودش خوبه که اگر جلوی سگ های گله همبیاندازیمتف می کنند .
سر دبیر شما بگوئید لطفا ، چرا دخترهای ده ما اینجوری شده اند ؟والا ما گاوها نسل اندر نسل از گذشتگانمان شنیدیم که دخترهای تپلی و لپ گلی و گیسوهای بلند و پر پشت با انگشت های ظریف و لطیفشان شیر گاوها را با حوصله می دوشیدند ، اما ما که چیزی ندیدیم .! این گل بهار که ما می بینیم یک دختر لاغر مردنی بدون لپ است طوریکه استخوان های گونه اش بیرون زده ، رنگش مثل یرقان گرفته ها زرد است ، البته دروغ نگفته باشم صبح ها که می خواهد به دانشگاه برود کلی رنگی و سرخ و سفید است ولی عصرها که بر می گردد رنگ هایش قاطی پاتی است . هر وقت هم که مادرش می گوید که شیر ما را بدوشد با آه و ناله می گوید " مامان ناخن هایم خراب می شود " . یک حرف های عجیبی هم در مورد ناخن هایش می زند که دقیقا نمی دانم می گوید ناخن هایش را کور کرده یا اینکه ناخن هایش من را کور کرده ، ما را کور کرده ، مانی را کور کرده ، بالاخره چه می دانم با ناخن هایشیه کسی را کور کرده و خراب می شوند .>>>>>>>>>>>>> داخل پرانتز بگویم : ( کی گذشته ها دخترها جرئت داشتند به این راحتی و بلندی اسم پسری را جلو ننه و آقا جانشان بیاورند، چه برسد به اینکه بلند بگویند که بلائی سر یک پسر آورده اند .! آن زمان ها وقتی اسم پسر می آمد دختر ها 100 بار سرخ و سفید می شدند ، به قول بی بی جان ، این دانشگاه دخترها رو گیس بریده کرده .! ) والا ما گاوها اینجا حرف هایی می شنویم که باعث شده 2 برابر اجدادمان شاخ در بیاوریم !
وبعد هم می گوید دستم بوی پهن می گیرد و سر کلاس از دوستانم خجالت می کشم ! یکی نیست به این دختر بگوید که اگر همین پهن گاوها نبود که مزرعه و باغتان با این کودهای آشغالی شیمیائی این همه محصول خوب نمی داد و آقا جانت این همه پول دار نمی شدکه بتوتند پول دانشگاه و خرج زندگی تو را بدهد . دختر جان اگر به جائی برسی ( که البته بعید می دانم ) از همین کود به قول شما بو گندوی ما ما بوده . تازه یک روزگاری همین کود ما از 100 تا اورانیوم غنی شده هم بیشتر نور تو خونه ها تولید می کرد ! ولی کی هست قدر ما را بداند . ؟! ! ! . . .
خلاصه آقای سر دبیر حرف برای گفتن زیاد داریم ، این دل ما خیلی پر است . برتری ها و خاصیت ما خیلی بیشتر از اینهائی است که گفتم . من اصلا از گوشت و شاخ و روئه و چرمو. . .گاوها حرفی نزدم . ، ولی می دانم همین چند مورد کافی است تا نشان دهنده ی برتریمان نسبت به آدم های پر خور و تن پرور و بی کاره باشد .
من نیز طی این نامه ی سر گشاده اعلام می کنم : ما گاوها از تمام کسانی که با جملاتی چون : " مثل گاو می خورد " ، " مثل گاو سرش را می اندازد ، می آید " ، " مثل گاو نفهم است "و عباراتی از این دست که سعی در نابود کردن ارزش های گاوی و نادیده گرفتن خواص گاوی دارند ، اعلام انزجار می کنیمولی با وجود تمام این توهین ها و تحقیرها ، از وظایف خطیر خود از جمله تامین سلامت تغذیه ی انسان ها ، دست بر نمی داریم و امیدواریم که با خوردن مواد غذائیسالم و بهداشتی و اصل ، لااقل کمی هم عقلشان سالم شود .
اسب و خروس و عیال هایشان و سگ و اردک ها ، همه و همه برای شما سلام مخصوص می رسانند .
پایان
گاو پیشانی سفید معاون صنف گاوان شیرده و شخم زن
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 13:53  توسط yokabed
|