قطار می رود ، تو می روی ، تمام ایستگاه می رود . ، و من چقدر ساده ام که سال های سال در انتظار تو کنار این قطارِ رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاهِ رفته تکیه داده ام !
((__با این که فصل زمستونو خیلی دوست دارم از همه ی فصل ها بیشتر و بعد فصل پائیز ، و این که خودم متولد فصل تابستون هستم ، از تابستون متنفرم یه کم هم از بهار بدم میاد ، اما ، . . . بعد هر زمستون بهار میاد__))
_______ می روم در پی پاک کن باشم ، زندگی را باید از سر سطر نوشت ______
((( از حسنک کجایی تا چوپان دروغگو در کتاب های درسی امروز )))
فصل اول :
ـــــ شب شده بود ، اما حسنک به خانه نیامده بود .حسنک مدتهای زیادی است که به خانه نمی آید او به شهر رفته و در آنجاشلوار جین و تی شرت های رنگی به تن می کند . او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات ،جلو آینه به موهای خود ژل می زند . مو های حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست ،چون او به موهای خود گلت می زند .
فصل دوم :
ـــــ دیروز که حسنک با کبری چت می کرد ،کبری گفت که تصمیم بزرگی گرفته است . کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند ، چون او با پتروس چتمی کرد . پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته و چت می کند . روزی پتروس دیدکه سد سوراخ شده ،اما انگشت او درد می کرد ، چون زیاد چت کرده بود . او نمی دانست که سد تا چند لحظه دیگر می شکند و از این رو در حال چت کردن غرق شد .
فصل سوم :
ــــ برای مراسم دفن او ، کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود ، اما کوه روی ریل ریزش کرده بود . ریز علی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریز علی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریز علی چراغ قوه داشت ، اما حوصله ی درد سر نداشت .قطار به سنگ ها بر خورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند . اما ریز علی بدون توجه به خانه رفت .
فصل چهارم :
ــــ خانه مثل همیشه سوت و کور بود . الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریز علی مهمان نا خوانده ندارد . او حتی مهمان خوانده هم ندارد .او حوصله ی مهمان ندارد . او پول نداردشکم مهمان ها را سیر کند . او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد ، اما گوشت ندارد . او آخرین بار که گوشت قرمز خرید ، چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت ،اما او از چوپان دروغگو گله ندارد ،چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد .
نتیجه :
به همین دلیل است که دیگر در کتاب هایدبستانآن داستان های قشنگ وجود ندارد .
+
نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 12:41  توسط yokabed
|